أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

59

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

رفته و طى سال‌هاى متمادى اثرى از آن وجود نداشت . گفته شده است : او در رؤيا كسى را ديد كه محل چاه را به او نشان داده است . بنابراين مصمم شد تا سر آن را باز كرده و مجدداً در اعماق آن حفرياتى انجام دهد . اما قريش به دليل وجود بتى كه در آنجا بود مانع كارش شدند . وى چندان صبر كرد تا آن كه زمينهء انجام آن فراهم گرديد و وى هم داراى ده فرزند شد . اين بار با كمك فرزندانش تصميم خود را به اجرا درآورد . « 1 » بدين ترتيب زمزم به وضعيت پيشينش در آمده ، مردم از آن بهره بردند . در وقت بازگشايى زمزم ، دو غزال طلا و مقدارى جواهر و شمشير و طلاى زيادى كه پادشاه ساسانى به حرم هديه كرده بود و در زمزم دفن شده بود ، يافت شد . عبدالمطلب با اين طلاها درى براى كعبه ساخت . واقعهء فيل در زمان عبد المطلب بود كه واقعهء فيل رخ داد . اصحاب فيل گروهى از طاغيان حبشى بودند كه به يمن يورش برده به استعمار آنجا پرداخته بودند . چيزى نگذشت كه ابرهه ، فرمانده آنان تلاش كرد تا دامنه نفوذ خود را به حجاز كه كعبهء عرب در آن قرار داشت برساند . وى از روى دشمنى با آنجا ، شروع به بناى كعبه [ كليساى ] بزرگى كرد ، بدان اميد كه اذهان عرب را از مكه به سوى يمن جلب كند . اما در اين اقدام خود به نتيجه‌اى نرسيد ؛ چرا كه كعبه همچنان قداست خود را نزد اعراب حفظ كرد . در اين وقت او چارهء ديگرى انديشيد و آن اين كه با اقدام فيزيكى جهت نابودى كعبه ، اين قداست را محو كند . براى اين كار سپاه بزرگى تدارك ديده ، به سمت مكه حركت داد تا كعبه را منهدم كند . « 2 » قريش به ناگهان صداهاى شگفتى شنيدند كه پيشاپيش آنان فيلى بزرگى در حركت بود . عرب‌ها تاكنون چنين سپاهى را نديده بودند . عبد المطلب جز اين اقدامى

--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، 1 : 247 . ( 2 ) . گويند كه يكى از مكىها براى تحقير او وارد كنيسهء وى شد و در آنجا قضاى حاجت كرد و همين سبب شد تا ابرهه‌سوگند بخورد كه كعبه را ويران خواهد كرد .